در این فایل تأکید میشود که «ارتباط» و «رابطه» نباید بهجای یکدیگر به کار بروند، زیرا از نظر معنایی و روانشناختی تفاوت دارند. ارتباط سنگبنای ایجاد رابطه است، اما هر ارتباطی الزاماً به رابطه تبدیل نمیشود. رابطه به سطح عمیقتری از همزیستی، هماهنگی و احساس نزدیکی میان افراد اشاره دارد.
ارتباط را میتوان فرایند انتقال پیام، اطلاعات، خواستهها، تمایلات، احساسات و افکار میان دو یا چند نفر تعریف کرد. بسیاری از تعاملهای روزمره در همین گروه قرار میگیرند؛ مانند ارتباط معلم و دانشآموز، همکلاسیها، کارکنان یک محیط کاری، پزشک و بیمار، مسافران یک سفر، همسایگان یا افرادی که برای دریافت کالا و خدمات در یک صف حضور دارند.
این ارتباطها معمولاً چند ویژگی مشترک دارند: موقتی و گذرا هستند، در محدودهٔ زمانی و مکانی مشخصی شکل میگیرند، مستقیماً به افراد حاضر مربوط میشوند و اغلب برای رفع یک نیاز، حل مسئله یا انتقال پیام به وجود میآیند. برای مثال، گفتوگوی پزشک و بیمار با هدف تشخیص و درمان انجام میشود و ارتباط میان افراد حاضر در یک صف نیز به شرایط و نیاز همان موقعیت وابسته است.
گاهی ارتباط بدون برنامهریزی و حتی بهصورت ناخواسته یا اجباری شکل میگیرد. تصادف رانندگی نمونهای از این وضعیت است: دو راننده ناگهان با یکدیگر وارد تعامل میشوند، مأمور راهنمایی و رانندگی در صحنه حاضر میشود، میزان تقصیر را مشخص میکند و افراد برای جبران خسارت به بیمه ارجاع داده میشوند. با پایان این فرایند، ارتباط نیز معمولاً خاتمه پیدا میکند.
انسان در طول روز دهها یا حتی صدها ارتباط مختلف را تجربه میکند. هرکدام از این ارتباطها، هرچند کوتاه، میتوانند بر مسیر زندگی و کیفیت تجربههای او اثر بگذارند. اگر ارتباطها بر پایهٔ انتقال روشن پیام، درک متقابل و رفتار مناسب شکل بگیرند، امکان تبدیلشدن آنها به روابط خوب، عمیق و ماندگار بیشتر میشود.